تبليغاتX
آینه‌ی نیستی - قدیم

آینه‌ی نیستی

آنجا که هستی متجلی است

طبیبا فریاد

گذشته بر باد

ویرانه بردوش ، بی بر و بی دوش

آینده بی گذشته تهی تر از حال

"اکنون" در تکاپوی رفتن یا نرفتن در تعلیق

مرگ بی فروغ و تیغ همه فروغ

چک چکی بی خون

 

نفس نفس ٬ تپش تپش

باخته "بُرده بازی" ٬ همان بی‌برنده بازیِ توهم ها

لب بر لب  اشتباه ٬ طعم ِ"تلخ گیرا"یِ بوسه‌ی مسخ

مستِ "زهر" ،  بی شراب

طبیبا فریاد 

 

پشت ٬ بی اشتیاقِ نگاه   

پیش ٬ تمنای ندانستن ها

حال ٬ جاده ای مانده پر اکراه و منت

حرمت ٬ " رگ دریده"تر از آنکه توان داشتن برای بودن

نفس نفس  ٬  تپش تپش 

 

تنِ گرمِ روسپیِ ویرانی برهنه در آغوش

گرم ،  گرمتر از لذت ارضای هوسِ"دیرینه پست" 

به گرمیِ خونِ شاهرگترین

پشت بی اشتیاق نگاه ،  در امان از شرارِ نگاهِ پر بی تاب 

 

خدایا تو را ٬ که فقط تو راست من